انکار

سلام

نمی دونم چرا ولی خیلی وقته شعر نگفتم، چند دلیل می تونه داشته باشه، خیلی وقته به خودم فرصت آزاد فکر کردن را ندادم، یا خیلی وقته خیلی ناراحت نبودم یا خیلی وقته که ... نمی دونم... (نکته: از تکرار خیلی، خیلی خوشم می آد پس اعتراض وارد نیست...)

 

این یه شعر بعد مدت ها:

 

خنده ام را باور نکن

دهانم را دزدیده

دیوانه ی تازه به دوران رسیده

 

و راستی یه چیز دیگه، من این شعر رو یک جا خوندم و همه خیلی حالم رو گرفتند ولی از انجا که من همچنان معتقدم این شعر یکی از بهترین شعرهای منه، اینجا می ذارمش تا آیندگان (به ایهامش دقت شود لطفا) نظرشون رو بدن ;)

 

قبای غبار بر تن آسمان-

گفت:«کم من فئة قلیلة

کم من... فئة قلیلة

کم... من... فئة ...قلیلة*»

 

آری،

    کم می‌شود که گروهی اندک

                              کم می شود...

-رد خون بر ردای دشت-

 

 

*اشاره به آیه ی قرآن: «کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله، والله مع الصابرین» بقره، 249 به این معنی که چه بسیار که گروهی اندک بر گروهی بسیار، پیروز شدند به خواست خدا، و خدا با صابران است.

 

خدایی خیلی قشنگه دیگه نه؟!! (یادداشتی از حسن خودپسند -کپی رایت بای دایی محمد!!)

 

/ 9 نظر / 12 بازدید
احمد

واقعا قشنگ بود در مورد قسمت اول: دهانت را می دزدند، با قلبت چه میکنند؟ با فکرت چه میکنند؟ با ایمانت چه میکنند؟ هیچ غلطی نمیتوانند بکنند (کپی رایت بای امام خمینی) در مورد قسمت دوم: گروه اندک کیست؟ گروه بسیار کیست؟ همه بحثها سر همین مسئله است ولی من معتقدم: "ما بیشماریم"

اتی

به به .چه عجب یاد داش میتیت کردی آجی جان! گفتم رفتم و فراموش شدم از دل دنیا! منم خداییش میومدم اما از اونجا که داستانت بلند بود و من به ضیق وقت دچار و متنفر از آمدن و متن را نخواندن و نظر دادن، نظر نمیدادم!!! (قدرتو داشته باش توو اطاله ی کلام!) تو هم که یا نیا یا میای یه چیزی بگو که من ن و فهمم! اون شعری که خودت راضی بودی ازش ،نظر رضایت ما رو نیز جلب کرد عزیزم! اعظم چیزی از جلساتش نگفته بم! چه روزاییه؟ اگه کلاس نداشته باشم دوس دارم بیام.دلم هم واقعا واست ، واسه شعر خوندنت ، خنده های مولتی ویتامینه ات تنگیده. آی روزهای دوووووووور! هییییییییی و از این نوستالوژی بازی ها دارم!!!! خبر بده بهم .نری یه سال دیگه بیای ها! لبهایت شعر افشان باد بانو [ماچ]

فسقل‌ترین

شاعری شعری گفت (بینوایی به خودش نامه نوشت) با تشکر

شاپرک

: )) نحوه ی تعریف کردنت از شعرت هم خوشمزه تر بو.لول. احساس کردم یک نوع بازی با کلماته. نه؟

آذين

شايدم چون خيلي وخته منو نديدي شعر نگفتي(خود تحويل گيري مضمن كپي رايت باي رئيس جمهور منتخب و محبوب) شعر دوميه هم خيليم خوبه تازشم من كه دوس داشتم:)

محمود

بزار اول بگم که دلم خیلی واسه شعراتون (و خودتون) تنگیده بود. دوم بگم که با نظرات دوستان موافقم اساسی چهارم این که هایکوواره ی اولیت رو خیلی دوست دارمف و دومی حرف دل خودمه. خوندن این آیه از قرآن اینجا خیلی آرومم کرد. این شعر خیلی هم خوب بود کی گفته که بد بود؟ خلاصه این که باز هم از این کار ها بکنید؛ ف الله خیر الحافظا و هو الرحم الراحمین پ.ن: جشن تولد میوز در راه است، کمی صبر کنید.

مهلا باران

با سلام و احترام از شما دوست ارجمند دعوت مي شود از وبلاگ تازه تأ سيس (کافه کلمات) پايگاه شعر و انتشارات مهديارجوان به سرپرستي شاعر نام اشنا هادي خوانساري بازديد نموده و به دوستان ديگر نيز معرفي نمائيد. و با نام (کافه کلمات) لينک کنيد و بهم بگيد با چه نامي لينک تون کنم خيلي قشنگ بود. با سپاس مهلا باران.

آمنه

سلام هانیه جون واقعآ قشنگ بود. دلم تنگ شده برات. دانشگاه نمیری دیگه؟ مدرکتو گرفتی؟ اللهم عجل لولیک الفرج،صلوات[گل]